احساس حباب هایی رو دارم که تو هوا معلقن..

و چقدر هر لحظه با وجود تمام زیباییش می تونه ناپایدار باشه..

 ترکیدن حباب ها محتمل ترین اتفاقیه که ممکنه بیافته

و من از ترس ترکیدنشون لذت زیباییشون رو از دست می دادم.

بنابراین چیکار کردم؟! تمام حبابا رو ترکوندم.

چه سبکی تحمل ناپذیری..

/ 3 نظر / 29 بازدید
محمد

زیبا و پر مفهوم مثل همیشه

رهایی

سلام دوست قدیمی،حالت چطوره...امیدوارم که خوب و خوش تندرست باشی...من مراد رهایی هستم ..صاحب قدیم وبلاگ ((برای هیچکس))...خیلی خوشحال هستم که می بینمت...البته اون وبلاگ رو من تقدیم به یکی از دوستام کردم...ولی هنوز تو آرشیوش کامنت های به یادگار ماندنی و جاودانه شما هست...امروز هم کلی خوشحال شدم که آدرس وبلاگتون رو عوض نکردید.بهت سر می زنم

رهایی

من اون موقع توی فضای خیلی عالی بودم...غزلهای نسبتا خوبی می نوشتم...و شما برا اکثر غزلها کامنت می ذاشتی و این برام خیلی مهم بود ...کمک شایانی بود بابت اون روزهای خوب ازتون ممنونم...